کد خبر: ۲۵۷۹۶۱
تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۴۰۱ - ۲۱:۴۹

جولان مدیرنماهای بدهکار نشانه جدی نگرفتن ورزش است! (نکته  ورزشی)

 
 
سرویس ورزشی-
یکی از دوستان قدیمی که همکار رسانه‌ای هم به حساب می‌آید، هفته گذشته تماسی تلفنی گرفت. بعد از احوالپرسی‌، صحبت به ورزش کشید و همین‌جا بود که همکار رسانه‌ای ما گفت: «فلانی‌، تو را به خدا کمی هم راجع به کمیته ملی المپیک و انتخاب حاج محمود خسروی وفا به ریاست آن بنویسید. بنویسید که اهالی ورزش از ایشان به خاطر سابقه و شناختی که از ورزش و در ورزش دارد، توقع دارند. ورزشدوستان توقع دارند حداقل کلاهی که سر اسلاف وی- به دلیل غیرورزشی یا مدیر نبودن و یا به هر دو دلیل- می‌رفت‌، سر ایشان نرود و اجازه ندهد کسانی که در آن مرکز حساس ورزش سال‌هاست کنگر خورده و لنگر‌انداخته و خط وربط واقعی آنجا را مشخص می‌کنند‌، دیگر مجال عرض‌اندام داشته باشند و مکانیزم جذب و دفع آن کمیته را مشخص نمایند و...» 
ما هم قول دادیم که درباره کمیته ملی المپیک بنویسیم و توقعات اهالی ورزش را از «حاج محمود خسروی وفا»، به ایشان یادآور شویم و برای شروع هم حرف‌های این دوست قدیمی و همکار رسانه‌ای را که دلسوزانه و خیرخواهانه بود، عینا در این صفحه منعکس می‌کنیم.
واقعیت این است که ورزش ما در کمیته ملی المپیک گرفتار مشکلات و گره‌هایی است که بیشتر آنها خود ساخته است، به این معنا که کسانی که باید مدبر و گره گشا و حلال مشکلات باشند، خیلی وقت‌ها خود مشکل آفرین هستند و کارها را گره می‌زنند و مسائل را نه تنها حل نمی‌کنند بلکه بر تعداد وعمق آن هم ‌می افزایند. 
ناگفته پیداست این افراد که اشاره شد، بیشتر در جایگاه‌های مدیریتی ورزش قرار دارند، اما چنان‌که باید- و البته به دلایل مختلف- نمی‌توانند به وظایف مدیریتی خود عمل کنند و همان‌طور که اشاره شد، گاه حتی کارکرد ضد مدیریتی هم پیدا کرده و با عملکرد خود بر مشکلات عدیده ورزش اضافه می‌کنند.
اینکه چرا چنین است و مدیریت ورزش ما آنچنان که بایسته و شایسته است نمی‌تواند به جنگ مشکلات ورزش برود و راه پیشرفت و بهتر شدن آن را هموار سازد، بحثی است مفصل که خود به مجال و فرصتی جداگانه احتیاج دارد. هر چند پیش از این و در مقالات و نوشته‌ها، به سهم خود به آنها پرداخته ایم، اما در یک تحلیل کلی اگر بخواهیم به علل مهم اشاره‌ای داشته باشیم‌، می‌توانیم دوعلت مهم‌تر را ذکر کنیم. علت اول‌، وجود افراد و عناصر و در یک کلام«مدیریت سایه» در ورزش است‌، کسانی که حتی قادرند وزیر برای ورزش تعیین کرده و بعد از آن هم به شخص وزیر در خیلی از جاها‌، خط وربط و مدیر و رئیس‌و معاون ومشاور و... تحمیل کنند. از همین جا به مشکل بعدی می‌رسیم و آن‌، وجود مدیران سفارشی و تا خرخره بدهکار است که به وسیله همان سایه نشینان ذی‌نفوذ‌، به مقامات ارشد ورزش تحمیل می‌شوند.
خیلی صریح خدمت خوانندگان عزیز و علاقه مندان به ورزش عرض می‌کنیم که تا وضعیت مدیریت ورزش ما چنین است و مدیران نه بر اساس اصل شایسته‌سالاری و نیازها و ضروریات ورزش که به دلیل وابستگی‌های جناحی و قومیتی و فامیلی و... انتخاب می‌شوند تا بیش از اینکه به مصالح ورزش و منافع ملی و انتظارات و مطالبات جامعه بیندیشند و در پی تامین آنها باشند‌، دنبال منافع شخصی و رقابت‌های جناحی و سیاسی و... بروند و ورزش را وجه المصالحه منافع شخصی و اهداف باندی خود نمایند، آری، تا بر ورزش ما چنین مدیران و با چنین اهدافی حکومت می‌کنند، تا زمانی که سیاست‌ها و برنامه‌های ورزش به وسیله صاحبان دیدگاه و فکر ورزشی تعیین نشود و اداره آن به دست کسانی که ورزش را می‌شناسند و به جامعه‌شناسی ورزش و روانشناسی اهالی ورزش آگاه هستند، نیفتد، از کسانی که از بد روزگار سر از این حوزه در آورده و در حالی که درک و شناخت درستی از ورزش ندارند و سطح آن را در حد بازی کودکانه پایین می‌آورند که عده‌ای الکی خوش علاف هم زیر علم آن سینه می‌زنند و از طرف دیگر اصلا مدیر نیستند‌، اما به جایگاه‌های مهم مدیریتی تکیه زده و عقل کل مآبانه برای ریز ودرشت ورزش تصمیم می‌گیرند و توقع دارند دیگران هم فقط مجیز گوی خرده فرمایش‌ها و غلط کاری‌های آنها باشند و بدتر اینکه‌، سابقه چندان روشنی در کارنامه مدیریتی خود ندارند، نمی‌توان انتظار پیشرفت داشت و به این زودی‌ها ورزش مستعد پیشرفت ایران را در جایگاهی نمی‌بینیم که حق آن است.
البته این نکته نیز ناگفته نماند که اگر بخواهیم علت العلل مشکلات ورزش را ریشه یابی و شناسایی کنیم به این‌جا می‌رسیم که ورزش هنوز در مملکت ما آنچنان که باید، جدی گرفته نشده و در نظر سیاستگذاران و برنامه‌ریزان امری دسته چندم(نه حتی دسته دوم) به حساب می‌آید‌، چرا که اگر غیر از این بود و در نگاه مسئولان و متولیان امر(که طبق قانون‌، دولت‌ها هستند) به عنوان امری مهم و ضروری تلقی می‌شد، حتما برای نحوه اداره و مدیریت آن‌، وسواس و دقت لازم را به خرج می‌دادند و سکان هدایت آن را به دست اهلش می‌سپردند و اجازه نمی‌دادند سایه نشینان ذی‌نفوذ و سوگلی‌های پشت پرده نشین با افکار کوچک و نگاه سطحی خود تصمیم بگیرند، خط وربط تعیین کنند و «مدیرنماهای بدهکار» را به عنوان مجری فرامین خویش بر روی صندلی‌های حساس مدیریتی‌، بنشانند. 
اگر غیر از این بود و ورزش در نگاه متولیان از اهمیت بایسته (نه بیش و نه کم) برخوردار بود، تشکیلاتی به نام« شورای‌عالی ورزش» در حد اسم باقی نمی‌ماند و به حالت« صوری» در نمی‌آمد و جلسات آن سالی یک بار(شاید هم‌ چندسالی یک بار) به طور نیم بند و« تشریفاتی» برگزار نمی‌شد و... 
و همه اینها ریشه در جدی تلقی نکردن ورزش از سوی مسئولان امر دارد. خواننده گرامی و فهیم حتما تصدیق می‌فرماید که وقتی درباره امری، « جدیت» نباشد، لاجرم « اراده»‌ ای هم برای اصلاح آن امر و موضوع وجود نخواهد داشت. فقدان« اراده اصلاح» بزرگ‌ترین کمبود حال حاضر ورزش است.